مدح و ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها
بـاغ را ای لالـههـا تـزئـین کنید با شـقـایقهای خود رنگـین کنید بـاغ را آذیـن بـبـنـدیـد از بـلـور بانـوی گل میرسد در باغ نـور باغ را ای باغبان! گـل پوش کن گوش شو، سرتا به پا و گوش کن این نوید از عرش اعلا میرسد دخـتـر کـبـرای زهـرا مـیرسـد نغمۀ عشق و محبّت بر لب است ذکر خاص و عام زینب زینب است این گل زهراصفت با زیب و زین آمــده پــیــونـد بـنـدد با حـسـیـن در ولادت گر دلش خونرنگ بود بـهـر دیـدار گُـلـش دلـتـنگ بـود در دلـش گـنجـینۀ اسـرار داشت با حسینش یک جهان گفتار داشت آفـتاب و مـاه زهـرا دیدنی است وصف این دیدار بس بشنیدنی است هر دو نـوری کـبـریایی داشـتند رازهـــایی کــربـلایـی داشـتـنـد نـاگـهـان از جـانـب ربّ جـلـیـل گشت نـازل بر پـیـمـبر جـبرئیل داشت با تبریک پیغـامی ز رب گفت این گل زینب است و زِینِ اب او بُـوَد یـاس بــهــار فــاطــمــه او بُــوَد آئــیــنــهدار فـــاطــمــه او به راه حـق بـُوَد صبـرآفـرین از خـدا بر سـعی او صـدآفـرین در حریمش صبر دارد اعتکاف میچکد از دامنش عطر عـفاف آمـده تـا صـبــر را مـعـنــا کـنـد خـیــمـۀ ایــثــار را بــرپــا کـنـد زینب آمد عـشـق را سامان دهد زیـنب آمـد درد را درمـان دهـد زیـنـب آمـد لالـۀ صـحـرا شـود وارث صـبــر دل زهــرا شــود گر به زهرا نیست هـمـتای دگر زیـنـب او هـسـت زهـرای دگـر نامی از عشق و وفا برلب نبود گر «وفایی» خلقت زینب نبـود |